ذبيح الله صفا

1221

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

رجوع اكابر و فضلاء زمان بود و با رجال معروف تصوّف و علم و ادب كه در قونيه گرد آمده بودند مراوده داشت و از آن جمله بعد از آنكه چندى نسبت بمولوى بانكار گذراند سرانجام با او از در مصادقت درآمد و از دوستان وى شد و گويا نفوذ بسيار شديد اجتماعى مولوى باعث شده بود كه « قاضى القضاة » دست از مخالفت با او بردارد . وى از پادشاهان سلجوقى آسياى صغير عهد سلطنت عزّ الدين كيكاوس ثانى ( م 655 ه . ) و ركن الدين قلج ارسلان رابع ( م 666 ه . ) و غياث الدين كيخسرو ثالث ( م 682 ه . ) را درك كرد و چنان كه خود تصريح كرده در اواخر سال 655 ه . يعنى پايان سلطنت عز الدين كيكاوس خدمت او را دريافت « 1 » و كتاب لطائف الحكمة را كه مسلّما درين تاريخ تأليف كرده بود بوى تقديم داشت و رسيدن او بمقام قاضى القضاتى روم كه بعدها مورد تأييد اباقا خان نيز قرار گرفت ، طبعا بعد از تاريخ مذكور است و چنان كه از مطالعه در حوادث آسياى صغير برمىآيد در عهد پادشاهى غياث الدين كيخسرو كه قرامانيان از ارمنستان به آسياى صغير تاخته و فتنه‌يى به راه انداخته و بلاد مختلف را دستخوش غارت كرده و از آن جمله شهر قونيه را حصار داده بودند ، سراج الدين هنوز بر كار ، و در دفاع از شهر مؤثر بوده است . ابن بىبى دراين‌باره مىگويد « 2 » « چون جمرى و محمّد بك قرامانى را از معاودت پادشاه‌زادهء جهان خبر شد كار جنگ را ساز كردند و با گروه انبوه بر قونيه آمدند و قاصد فرستادند كه در شهر باز كنيد تا لشكر درآيد و بازار كند . قاضى القضاة ملك العلما سلطان الايمة قدوة الامّة شريح الزّمان سراج الملّة و الدين حجّة - الاسلام و المسلمين ابو الملوك و السلاطين ابو الثنا محمود الارموى ادام اللّه علاه و اطال بقاه كه فريد دهر و وحيد عصر و قزيع ايام است و در حيازت قصب السبق از علماء اوايل و حكماء افاضل در محافل جهان متفق عليه و مشار اليه شده و در جملهء فنون علوم سيّما در اصولين و منطق و فقه و خلاف بىخلاف سرآمدهء روزگار و ناديدهء اعصارست و از

--> ( 1 ) - لطائف الحكمة ص 6 ( 2 ) - الاوامر العلائيه چاپ آنكارا 1956 ، ص 700 - 701